گفتوگو با سمیرا حسینی؛ برندهی جایزهی جشنواره پویان: «هر کس درونش شاید یک جنگ در حال وقوع باشه»
سمیرا حسینی، دانشآموختهی کارشناسیارشدِ انیمیشن، سازندهی اثریست به نام «سفرناک» که در دورهی گذشتهی جشنواره پویان جایزه گرفت. اثری که روایتِ صمیمانه و در عینِحال دردناکی از مهاجرت است؛ از آدمهایی که میانِ شهرها، فرهنگها و هویتها در نوساناند. با او دربارهی انگیزههای شخصی، چالشهای ساختِ فیلم در دورانِ دانشجویی و دیدگاهش نسبت به آیندهی صنعتِ انیمیشن گفتوگو کردهایم.
دربارهی انتخابِ موضوع و ریشههای شخصیِ «سفرناک»
دلیلِ انتخابِ این موضوع چه بود؟
زندگیِ خودم. من یکجورهایی همان کاراکترم. همیشه مثلِ یک مهاجر زندگی کردهام؛ اول مشهد بودم، بعد تهران، الان هم کرج، و بعد معلوم نیست کجا!
کاری که ساختید تداعیکنندهی چه خاطرهای از دورانِ زندگیِ خودتان است؟
من در حالِ حاضر همانم، فقط قبل از قیچیکردنِ آن طنابِ مهم.
پیامِ اصلیِ فیلم و تأثیرِ اجتماعیاش
اگر بخواهید پیامِ اصلیِ انیمیشنتان را در یک جمله خلاصه کنید، چه میگویید؟
تا چیزهایی را که برایمان ارزش هستند از دست ندهیم، نمیتوانیم وارد مرحلهی بعدیِ زندگیمان بشویم. چیزهایی که فکر میکنیم بدونِ آنها هیچ میشویم. سخت است، خیلی سخت. موقعیتِ جدید هم کلی چیزهای ناشناخته دارد، مثلِ یک فرهنگِ جدید. مثلِ آن خانمی که قلبِ پسر را قورت داد و رفت. شاید از همین رفتار هم بشود کلی چیزِ جدید یاد گرفت؛ مثلاً اینقدر زود بهخاطرِ تنهاییات قلبت را به کسی که نمیشناسی ندهی.
انیمیشنِ شما چه تأثیرِ اجتماعی یا فرهنگی دارد؟
شاید توانسته باشم موضوعِ مهاجرت را با سختیهایش نشان بدهم. بعضیها فکر میکنند آدمهایی که مهاجرت میکنند خیلی خودخواه هستند و راحت همهچیز را میگذارند و میروند، ولی آنها درونشان کلی حسهای مختلف را تجربه میکنند. میگویند درونِ هر کسی شاید یک جنگی در حالِ اتفاقافتادن باشد؛ پس بهتر است با هم مهربان باشیم.
دوست داشتید تماشاگر چه احساسی از کارِ شما دریافت کند؟
احساسِ صمیمیت. گاهی غم، گاهی خنده؛ مثلِ زندگی. چون بهنظرم الان خیلیها درگیرِ مهاجرت هستند، خواستم احساسِ خودم را نشان بدهم.

پشتِصحنهی ساخت: از اولین فریم تا سختترین لحظه
سختترین بخشِ ساختِ این اثر کجا بود؟
زمانِ خیلی کمی داشتم، چون باید زودتر دفاع میکردم و گاهی استرسِ تکمیلِ پایاننامه و تمامکردنِ انیمیشن فشار میآورد؛ اما خوشبختانه انیماتور خیلی کمک کرد و حجمِ زیادی از کار را زودتر از چیزی که فکر میکردیم تمام کرد.
آیا در طولِ ساختِ فیلم با چالشهای فنی مواجه شدید؟
نه، همهچیز دوستانه بود. حتی کسی نمیخواست دستمزدی دریافت کند؛ فقط فشارِ کار زیاد بود، بهخاطرِ نزدیکشدن به روزِ دفاع.
اولین فریمی که طراحی کردید چه بود؟
بالن و رانندهاش.
شخصیتپردازی و طراحیِ کاراکترها چطور انجام شد؟
شاید در نهایت با دو یا سه اتود به نتیجه رسیدیم، چون از ابتدایِ کار مشخص بود که چه میخواهیم.
پایانِ فیلم از ابتدا مشخص بوده یا در فرآیندِ تولید تغییر کرده؟
همین بود، فقط یک قسمتِ خیلی کم حذف شد (شوکِ فرهنگی)، چون استادِ کارِ عملی هم گفتند لزومی ندارد باشد.
الهام، سبک و امضایِ شخصیِ اثر
چه چیزی این انیمیشن را متعلق به شما میکند؟
طنز. روایت. طراحیِ دوبعدی.
اگر فیلمِ شما رنگ بود، چه رنگی بود؟
آبی.
چه آثاری الهامبخشِ شما بود؟
انیمیشنِ کوتاهِ «اضافهبار». سریالِ انیمیشنیِ «کوتلاس» و سبکِ کارتونهای زندهیاد کامبیز درمبخش.
برجستهترین ویژگیِ انیمیشنِ شما که موجبِ برقراریِ ارتباط بینِ شخصیت و مخاطب میشود چیست؟
بهنظرم چیزی که از دل میآید، به دل مینشیند! و این موضوع الان دغدغهی خیلی از ماهاست.
نگاهی به آینده و توصیه به نسلِ تازهوارد
اگر قرار بود دوباره اثر را بسازید، چه چیزی را تغییر میدادید؟
هیچچیز!
اگر بخواهید داستان را ادامه بدهید، دنبالهاش را چطور مینویسید؟
چالشهایی که در یکیدو سالِ اولِ مهاجرت هست را مینویسم.
دوست دارید در آینده چه ژانری از انیمیشن را امتحان کنید؟
کمدیِ سیاه.
دوست دارید در صنعتِ انیمیشن به کجا برسید؟
میخواهم چیزی را درست کنم که دوست دارم و با آدمهای مختلفی کانکت بشوم.
به دانشجوهای تازهوارد چه توصیهای میکنید؟
توصیه میکنم خیلی انیمیشن ببینند، توی هرسبکی. وقتی از نظرِ بصری تربیت شده باشیم یا ذهنمان تقویت شده باشد، کارهای خیلی خوبی هم میتوانیم تولید کنیم.

تجربهی دانشجویی و دغدغههای یک کارگردانِ جوان
تجربهی دانشجویی چه فرصت یا محدودیتی برایتان ایجاد کرد؟
من ارشدِ انیمیشن بودم و همزمان باید کارِ پژوهشی و عملی را با هم انجام میدادم. این خیلی سخت است. بعضیها پایاننامه را میدهند یکیِ دیگر بنویسد! بعضیها کلی ایده دارند ولی دانشگاه را بهخاطرِ همین سختبودنِ مرحلهی آخر رها میکنند و میروند، و ما دیگر شاید کاری از آنها نبینیم یا شاید کارِ ضعیفی درست کنند که فقط قبول بشوند و بروند؛ و این خیلی موضوعِ غمناکیست. نمیدانم کارِ درست چیست، ولی میگویم چرا نباید از همان پروسهی کار هم لذت ببریم؟ برایِ کسی که هم دارد کار میکند تا شهریهی دانشگاه را بدهد، و هم تلاش میکند در کلاسها فعالیت داشته باشد، و هم کارِ عملی و پژوهشیاش را پیش ببرد، خیلی فشارِ زیادیست. کاش میشد از نظرِ مالی هم این کارها حمایت بشوند که بشود به جشنوارههای غیررایگان هم فرستاد.
چه چالشهایی بهعنوانِ کارگردانِ جوان برایتان وجود دارد؟
در ابتدا نوشتنِ پایاننامه؛ و چون اولین فیلم بود، هم خیلی شیرین بود و هم سخت، هم برایِ من و هم برایِ انیماتور. در حالِ حاضر هم دارم سعی میکنم که بشود کار را به جشنوارههای غیررایگان بفرستم و این سخت است و بودجهی زیادی میخواهد. به کشورهایی هم که کارم انتخاب شده نمیتوانم بروم، بهخاطرِ ویزا و بودجهی مالی؛ اما مهم ارتباطگرفتن با آدمهاست که من توانستم انجامش بدهم و متوجه شدم این کار در فرهنگهای مختلف هم موردِ توجه قرار گرفته، و همین زیباست.
مهمترین نکتهای که از ساختِ این فیلم یاد گرفتید چه بود؟
اهمیتِ کارِ تیمی. اینکه یک انیمیشن چقدر زمان میبرد. چقدر میشود از ایدهی اولیه فاصله گرفت و بهترش کرد.
جمعبندی
سمیرا حسینی در پایانِ گفتوگو، ضمنِ تشکر از تیمِ جشنواره پویان، گفت: «تشکر از تیمِ حرفهای و فعالِ پویان که واقعاً دستکمی از جشنوارههای خارجی نداشت.»
اگر به گفتوگوهای دیگر با برندگانِ جشنواره پویان علاقهمندید، میتوانید بخشِ تحریریهی سایت را دنبال کنید.